دیدگاه حضرت آیتالله جوادی آملی در تفاوت انسان و حیوان در طب
دیدگاه حضرت آیتالله جوادی آملی در تفاوت انسان و حیوان در طب
از فراز دانش انسانی ,به فرود علم حیوانی
🌀معرفتشناسی فلسفه الهی، هم تجریدی و هم تجربی است؛ اما وقتی فلسفه از آن صبغه الهی بیبهره شد و بر اساس «لَنْ نُؤْمِنَ لَک حَتی نَرَی اللهَ جَهْرَه» (بقره/ 55) معرفتشناسیاش فقط تجربی شد، محصول آن فلسفه الحادی است که رهاورد و بازده آن نیز متفاوت با رهاوردها و بازده فلسفه الهی است؛ برای مثال، در فلسفه علم الحادی، تعمیم آزمایشهای طبی از موش به انسان، امری پیشپاافتاده است؛ زیرا از دیدگاه چنان فلسفهای انسان و موش هر دو حیوانند. با این تفاوت که انسان سخن میگوید و موش سخن نمیگوید؛ اما در حکمت متعالیه، افزون بر اینکه روح جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء است، اندیشه و انگیزه نیز چنین است. بر این اساس «لا شفاء فی الحرام» معنا میشود و الکلی که برای موش درمان است، دیگر برای انسان درمان نیست.
◀️اینکه میبینید تمام این بیماریها و داروها را روی موش آزمایش میکنند، بعد در انسان پیاده میکنند، خیال میکنند انسان همان موش ناطق است! برای خیلی از اینها حل نشد که انسان جنبه ملکوتی هم دارد، این دارویی که میدهی، برای جان او خوب نیست. آنها میبینند چه برای موش خوب است، همان را برای انسان تجویز میکنند.▶️
دیگر نمیدانند انسان حیوان ناطق نیست، انسان «حی متأله» است. اینچنین نیست که مسائل مشترک انسان و دام واقعا برای انسان هم نافع باشد
مرحوم بوعلی در آن رساله عهد این حرفها را زده که «من تعهد کردم لب به شراب نزنم، ولو بیمار بشوم.» چون در روایات دارد: «لا شفاء فی الحرام» خدا در حرام شفا قرار نداده. اینکه در شربتها قبلا یک چند درصدی، کمتر و بیشتر شراب میریختند، بالأخره یک تیرگی شعور میآورد. از آزمایشگاه سؤال بکنیم، میگوید: بله، این برای موش خوب است. اگر برای موش خوب است، برای انسان هم خوب است؟! آنها اصلا نمیدانند انسان چیست!
دانشگاه اول باید انسان را بشناسد و بشناساند و بعد علوم را اسلامی کند، بهخاطر اینکه علوم ما یا انسانی است و یا اگر انسانی نبود، کاربردش برای جامعه انسانی است.برای آنکه شما طبیب باشید باید مواظب باشید که انسان را با آزمایش موش نمیتوان درمان کرد، زیرا انسان کرامتی دارد و حلال و حرام بر او مؤثر است و تأثیر داروی حلال و حرام بر او یکسان نیست، پس برای معالجه او باید فکر دیگری کرد.
حصر معرفتشناسی در تنگنای حس و تجربه، آفتی درمانناپذیر در معرفتشناسی بوده و سبب آفت بسیاری از علوم، از فراز دانش انسانی به فرود علم حیوانی خواهد بود. چون شناخت حسی، توان معرفت روح مجرد انسانی را ندارد و چیزی را که با چشم مسلح یا بیسلاح دیده نشود، انکار میکند و از این جهت مرز مهم و تفاوت عمیق فن شریف طب و بیطاری (دامپزشکی) در هم میریزد.
در اثر پیشرفت علم، آنها بر بسیاری از امور تاختند و ستم کردند و اولین ستمی که این گروه الحادی نسبت به علوم کرد این است که چون انسان را در سطح حیوانِ گویا شناخت، سطح فن شریف طب را آنقدر پایین آوردند که به علم بیطاری (دامپزشکی) معرفی کردند.
بسیاری از غربیها، انسان را حیوانی میدانند که حرف میزند، لذا همایشهایی را برای شناسایی بیماریهای مشترک انسان و حیوان برگزار میکنند. اینها انسان را که «معلوم» است در حد حیوان تنزل میدهند و وقتی «معلوم» تنزل پیدا کرد، «علم» هم تنزل پیدا میکند. کار اصلی دانشگاه، اسلامی کردن دانش است، نه اینکه مسلمان بپروراند. الان لاشه علم در دانشگاهها تدریس میشود، نه خود دانش.
دانش کنونی دانشگاهها و متون درسی، توان آن را ندارد که انسان را الهی بار بیاورد.
کاری از مجموعه احیاء طب اسلامی سنتی و مؤسسه پرتو سبز هستی با نظارت استاد طالقانی
اللهم عجل لولیک الفرج
مرکز نشر و توسعه آموزش ها و مطالب طب اسلامی ایرانی استاد طالقانی